ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

339

معجم البلدان ( فارسى )

دارد . خيوق « 1 » [ خ يا خ و ] با قاف پايانين . شهرى از بخشهاى خوارزم و در آنجا دژى است كه ميان ديه و درّه نزديك پانزده فرسنگ راه است و مردم خوارزم آن را « خيوه » مىنامند و در نسبت بدان خيوقى گويند . مردم آنجا شافعىاند بر خلاف ديگر شهرهاى خوارزم كه همگان حنفى هستند . واژهء خيوه استثنايى است زيرا كه « واو » آن صحيح است [ نه حرف علّه ] و پيش از آن يايى ساكن است ، قانون اصلى آن بود كه واو به ياء ادغام شود . و مانند اين استثنا خيوه نام مردى است . و اللّه اعلم

--> ( 1 ) . احسن ع 289 ترجمه 418 ، قزوينى در آثار البلاد آرد : بدانجا نسبت دارد : بو الجنّاب احمد پسر عمر پسر محمد معروف به كبرى ، نگارندهء « رسالة الهائم الخائف من لومة اللّائم كه در آن از پيامبر آرد : براى شيطان فريب دادن يك دانشمند دشوارتر از فريب دادن هزار عابد است . آثار البلاد چاپ دار صادر بيروت : 528 ن . ك : ترجمهء فارسى محمد مراد چ شاه مرادى تهران ج 2 : 355 . و جهانگير ص 608 .